کوچه

منتشرشده: ژوئیه 31, 2009 در بلاگفا

بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
 یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
 ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا ، گل و سنگ
 همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم اید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
 تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای درد امن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
 نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

پارادوکس…پارادوکس!!

منتشرشده: ژوئیه 28, 2009 در بلاگفا

تاریک…روشن

سپید…سیاه

سرد…گرم

خلوت…شلوغ

داغ…یخ

قهوه تلخ…بستنی شیرین

خوشبخت…بدبخت

خواب…بیدار

کابوس…رویا

بیا…برو

بمون…نمون

دوست…دشمن

عشق…نفرت

راست…دروغ

باشم؟

نمی شه…می شه

دختر…پسر

خنده…گریه

آره…نه

هستم…نیستم

چرا؟!زیرا!!

خواستن…نخواستن

بهترین…بدترین

فراق…وصال

>سکوت<

تو…من ؟

اصلا…حتما

شاید!!

شیشه…سنگ

هستی…نیستی

داری…نداری

می دونم…نمی دونم

چرا؟!

گیجم!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

آغاز…پایان

نیمه ی گمشده ی من (؟)

منتشرشده: ژوئیه 14, 2009 در بلاگفا

نیمه ی گمشده ی من
چه کسی می تونه باشه ؟
مث روح تشنه ی من
عاشق و دیوونه باشه ؟
کسی که هر کلامش
طلوعی تازه باشه
غم و تنهایی ما
به یک اندازه باشه
اون کسی که خواستن او
با همه فرق داشته باشه
هر چی که از او بخونم
شعر تکراری نباشه
کسی که برای خوندن
نشسته تو سینه ی من
نفس هاش هوای عشقه
سکوتش صدای عشقه
اون که از نهایت عشق
منو با اسمم بخونه
من جزیی از وجودش
یا خود خودش بدونه
اون که گم شده از آغاز
تا که من تنها بمونم
جاده ی جستجوهامو
تا قیامت بکشونم
کسی که همیشه عاشق
مث من دیونه باشه
تو دنیا اگه نباشه
تو آینه می تونه باشه
کسی که هر کلامش
طلوعی تازه باشه
غم و تنهایی ما
به یک اندازه باشه
اون که از نهایت عشق
منو با اسمم بخونه
من جزیی از وجودش
با خود خودش بدونه
اون که گم شده از آغاز
تا که من تنها بمونم
جاده ی جستجوهامو
 تا قیامت بکشونم
کسی که همیشه عاشق
مث من دیونه باشه
تو دنیا اگه نباشه
تو آینه می تونه باشه
کسی که هر کلامش
طلوعی تازه باشه
غم و تنهایی ما
 …به یک اندازه باشه

صدای بارون

منتشرشده: ژوئیه 12, 2009 در بلاگفا

بوی موهات زیر بارون
بوی گندم زار نمناک
 بوی سبزه زار خیس
 بوی خیس تن خاک
 جاده های مهربونی
 رگای آبی دستات
غم بارون غروب
ته چشمات تو صدات
قلب تو شهر گل یاس
 دست تو بازار خوبی
اشک تو بارون روی
 مرمر دیوار خوبی
ای گل آلوده گل من
ای تن آلوده ی دل پاک دل تو قبله ی این دل
 تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک
 بوی موهات زیر بارون
 بوی گندم زار نمناک
 بوی شوره زار خیس
 بوی خیس تن خاک
یاد بارون و تن تو
 یاد بارون و تن خاک
بوی گل تو شوره زار
 بوی خیس تن خاک
همیشه صدای بارون
 صدای پای تو بوده
 همدم تنهایی هام
 قصه های تو بوده
وقتی که بارون می باره
 تو رو یاد من می آره
یاد گلبرگ های خیس
 روی خاک شوره زار
ای گل آلوده گل من
ای تن آلوده تن پاک
دل تو قبله ی این دل
 تو تو ارزونی خاک
 تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک
 تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک

 

چشمامو رو هم می ذارمو…تو رو به یادم میارمو….دنیا دیگه مث تو نداره؟

هر چی که داشتم و نداشتمو……..غرورمو که شکوندمو….حالا که …………. دیگه مثل تو نداره!تنها موندم….دلم می خواد برگردی بگی…..بگی…دوستم می داشتی…بد کاری کردی که منو دیوونه کردی…
من رو حرف تو حساب کرده بودمو همه عشقارو جواب کرده بودمو  از همه قشنگیای زندگی تنها تورو…… انتخاب کرده بودمو…

همه زندگیم رفته هوا من…..بگو بگو بگو….به روت بیار….تو رو خدا تو….عاشقی با….تو….می خوام نگاتو….فقط یه بار

زندگی با اون.عاشقی با اون.هواش صداش نگاش…

تو خود عشق بودی…هستی؟…نمی دونم…حالی که داشتم….تو خود عشقی…..مثل ماه….مثل گل…مثل من که نمیای و می میره…تو…..خود……مثل ماه مثل تو مثل اشک مثل من…مثل…عشق…آه….
مثل لیلی………………..مجنون

آآآآآآآآآآی!ای کاش قلبم صداش به تو می رسید و تنها منُ فردا منُ و یادت نره، منتظره چشمام……….آآآآآی…تنها شدم واااای….چرا نمیای…منو نمی خوای….به تو وابستم؟!رفتی موندم…….بیا تا بیای بیتابت می مونم……بیا کوتاه بیا!!نمی خوای….آخ…بزنی زیر گریه….بیای و نیای و نیای و بیای دیگه فرقی نداره ….آآآآآآآآآآآآآی….مگه منو نمی خوای؟عکس…می بینم خوابتو…غم تو….دارم می بازم…آسوده می شم…..دیوووونه…حتی تو خواب ….می دی جوابمو!!!!!
چرا نمیای؟

تورو من،من تورو….خدا می دونه…دوست………..؟…..تو رو من،من تو رو….تو رو من،من تو رو………..خود خدا می دونه که من تو رو…..خدا

 

 

یه روزی قلب تو مال من میشه؟!با هم بونیم؟!چی میشه؟!ستاره هاااااااااا…چه حالی داره!!!واسه من با تو بودن…اینو می دونی…پس بگو….می گی منو نمی خوای…اما می دونی….برام مهم نیست….دیگه نمی خوام.نمی خواااااااااااااام
به روی غمها خندیدن….با تو بودن…..تو رو دیدن….با تو بودن…….

اگه هنوز به یاد تو چشمامو روی هم می ذارم…تو حسرتت هنوز 1001 غضه دارم…می خوام تو اینو بدونی……امروز می خوام بهت بگم…..نمی تونم نشون بدم دلم چه گوشه گیر شده…بیا و اشکامو….دیر شده…بی تو باشم….دل بکنم…عشقو….بذارم زیر پام

من ….قد ستاره های آسمون…اگه تو دوستم داری…انگار دنیا مال منه…آره…اگه دلت بخواد…حتی نمی تونم یه لحظه…دلم همیشه برای دیدنت….بی قراره!خیلی زیاد…آره….بیا و پیش من بمون…اگه دلت بخواد

دیروز تو قولتو شیکستی….روبروی اشتباه اون چشماتو بستی…شاید تنها شانس تو…….دیروز…انگار خیانت بدون هراسه…به سادگی….تو همون آدمه همیشگی…توی ذهن تو بگو چی می گذره؟؟؟تو خودت مقصری…باور کن!

منو نگاه کن…ببین چه خوشحالم؟!می دونی چشمات…همه ی دنیامه…….برای دنیا شاید یکی باشی…ولی….می دونی………..گوش کن،توی مغزت خوب فروش کن!!می تونی بخونی قصه ی عشقو….یالا!تو عاشقی یا من؟

اشکام پایین میاد رو گونم…می تونم تنها بمونم؟یه سکوت…دلم گرفته…دیگه فرصتی باقی نمونده…شاید بار آخره…کسی سرنوشتشو نخونده…خدانگهدار…اما تو نبودی تا ببینی غیر گریه چیزی نداشتم…بازم یاد روزای گذشته دارم میفتم…دلم گرفته…

خسته شدم از خواب و رویا…از دست دنیا…چشمای بیدار…آسمونم تو فکر ماهه…..آخر قصه تلخه…سیاهه….دیگه حتی عشقم گناهه؟

روزای گرم تابستون هنوز از بادم نرفته….نمی دونستیم ابر خاکستری یک روز روی خورشید و می گیره….فکر می کردیم که همی شه دلمون عاشق میمونه…باورش سخته…بخشش  احساس….اون روزا بین من و تو حرف عشق و سادگی بود…دیگه فرصتی نمونده…وقت رفتن به فرداس….دل می باختیم عاشقونه

من تنها…فکر…چند تا رویا….انگار تو رو می بینم…چقدر شکل …!بذار ببینم….منو می بینی و باز چشماتو بستی…..برگای زرد…مثل دوستیمون…هوا خیلیییی سرررد……اما….دلم یه جوری شد….خاطرات…همین روزا بود….فکر کنم اون آخرین خاطره ها بود…خیلی دیره…
چرا باز یادم میارم؟دوست دارم فکر نکنم اما نمی شه…جدا نمی شه…هوا خیلی سرد….تلخی حرفات…چشمات…مثل دوستیمون هوا خیلی سرد…

تو نمی تونی تو دنیات عاشق کسی بمونی…حتی باد تو ندادن سر وعده هات بمونی…تو مریضی وقتی عشق و تو قلبت باور نداری….هر کی عاشق تو باشه دوست داری تنهاش بذاری…تو…اون که قلبشو دست هیچ کسی ندادی….می دونم یه نفر مثل خودت تو رو سوزونده!


پ.ن:سیریامین با اندکی تصرف و دیوانگی و …

چشم من

منتشرشده: ژوئن 22, 2009 در بلاگفا

[[[[[نمی خواستم حالا این پست رو بدم…اما وقتی داشتم این آهنگ رو زمزمه می کردم،وقتی مامان تلویزیون رو روشن کرد و یهو دیدم همین آهنگ داره پخش می شه،به فال نیک می گیرمش(!!!!)پس  می پستمش]]]]]]


چشم من بیا منو یاری بکن
 گونه هام خشکیده شد ، کاری بکن
 غیر گریه مگه کاری می شه کرد
 کاری از ما نمی آد ، زاری بکن
اون که رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد
 تا قیامت دل من گریه می خواد
هر چی دریا و زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
 کاشکی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
اون که رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ،‌ دل من گریه می خواد
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچ کی مثل من غم نداره
 مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشکشو کم می آره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندنمون خیلی کمه
اون که رفته ،‌ دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش کوره نمی بینه
زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم ها اینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ، دل من گریه می خواد

آدم…آدم!پلیس…

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »