سر و ته یه کرباس؟!یا…

منتشرشده: ژوئن 20, 2009 در بلاگفا

چند روزیه دارم نامه های فروغ به همسرش پرویز شاپور رو می خونم…راستش تا اینجاش اصلاً از شخصیت این مرد خوشم نیومد…چطور می تونه نسبت به این همه احساس بی تفاوت باشه و انقدر سرد جواب اون همه محبت رو بده؟خوب اصلاً از اول چرا اومدی جلو؟!(اینجاس که فکر آدم میره سمت و سوی دیگه!!!!مقصر هم اون آقا هستش!)بعد یاد حرف یه دوست افتادم و دیدم تا بوده همین بوده!!!خیلیا باید آتیش عشقشون اینطوری با آب یخ خاموش بشه!!اینم حرفهایی که خیلی وقت پیش به من گفته شد:

….در مورد خودمون یعنی جنس مذکر که من شخصاً کلمه (مرد) رو برای همه به کار نمی برم چون یه مرد کامل و واقعی از نظر من باید خیلی خصوصیات و صفات برجسته داشته باشه،این که میگم فقط نظر شخصیه خودمه چون برات خیلی ارزش و احترام قائلم […] ببین ساناز عزیز ما جنس مذکر آدمهای خیلی بی جنبه ای هستیم مقدار زیادی خودخواهی در همه ما هست که بعضی ها می خوان و کنترلش می کنن بعضی ها هم نه! ما ذاتاً دوست داریم مورد توجه مخصوصاً جنس مونث واقع بشیم و این رو شما شخصاً باید بدونی چون نه برای الان برای کل زندگیت میگم،به عنوان یه دوست بی نهایت باشخصیت و فهمیده برام خیلی عزیزی که رازمونو برات میگم که همیشه تو زندگیت موفق باشی! ما اگر از طرف علاقه کسی و پایبند بودنش خیالمون راحت باشه جفتک می اندازیم(ببخشید) همیشه باید جایی برای این باشه که ما بخوایم برای حفظ موقعیت خودمون به فکرش باشیم حالا این که گفتم در هر رابطه ای یه جور صدق میکنه  نه لزوماً همه یکسان![…] به نظر من که بهش اعتقاد هم دارم و باهات تعارف هم ندارم ، توی این زمونه با وجود افرادی که آدم میبینه داشتن دوستی مثل سانی یه فرصته یه افتخاره که غنیمته و شاید اگه از دستش بدی دیگه چنین دوستی گیرت نیاد،اینها واقعیته و من بهش معتقدم و نمی گم که شما بگی لطف داری ولی متأسفانه خیلی ها به جای دل بدست آوردن خیلی راحت دل می شکنن که هیچ احساسات دیگران رو لگد مال میکنن.[…]مردها از اینکه کنار گذاشته بشن متنفرن[…]

(خوب…من خواستم این حرفهارو که کم کم دارم بیشتر بهشون اعتقاد پیدا می کنم رو از زبون یه جنس مذکر بگم…)  تو هر نامه که فروغ می فرستاد،یجوری از احساسش می گفت…اما این احساس به پای کسی ریخته می شد که جواب نامه هارو دیر می داد یا وقتی می داد طوری بود که…. بگذریم! ما که از اصل ماجرا و چیزی که بینشون گذشته خبر نداریم….و من این حرفهارو نزدم که شخصیت جنسیت خاصی رو زیر سؤال ببرم…نه اصلاً…فقط خواستم بگم که خوبه تو اینجور روابط اینقدر خودخواه نباشیم…طوری که تو مکالمه و صحبت دخترا با هم،وقتی تو یه رابطه یکیشون مشکلی پیدا می کنه،دوستش می گه : آره بابا،همشون همینن!!کم محلی کن!درست می شه خودش بر می گرده و … !*****و****!!!!!…..

کلام آخر! به نظر من چرا باید یه سری اخلاقایی رو تو خودمون پرورش بدیم که خیلی از اونا یه حالت عادی داشته باشه؟!مثلاً مردها راجع به خانم ها بگن همشون همینن و بالعکس…و السلام!!(بقیه بحث رو تو نظرات می تونیم ادامه بدیم!!)

پ.ن:ببخشید دیگه!ساعت دیر وقته!!!!!

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. فریال =sheytoon bala می‌گوید:

    سلام وب زیبایی داریبه من هم سر بزن و اگه خواستی منو با نام chocolate لینک کن و بگو تا با هر اسمی که میخوای لینکت کنمممنونم..

  2. باران زده ی پاک می‌گوید:

    تمام نامه های فروغ و پرویز رو تا اونجایی خوندم که بعد از ازدواجشون به مشکل می خورن…پرویز شاپور آدم فوق العاده بی احساسی بود. یعنی می تونم بگم از احساس تهی… که در تمام مدت رابطشون با اینکه فروغ رو می خواست اما فرغ هیچ خیری از این آدم ندید… شاپور به قدری خودخواه بود که فروغ رو جدا از هنرش، فقط برای خودش می خواست در حالی که اصول زندگی فروغ با همچین چیزی انطباق پیدا نمی کرد… اون از زمانی که تو خونه ی پدریش عذاب می کشید این هم از ازدواجش… فروغ بی چاره با همین مشائل افسرده شد… دیوان اسیر کاملاً این موضوع رو نشون می ده… فروغ که فکر می کرد شاپور براش یه ناجیه و می تونه اونُ از خونه ی پدریش نجات بده، به بن بست خورد و در نهایت به پوچی… که حتی برای شعر گقتن ساعتها خودش رو توی یه اتاق تاریک حبس می کرد… فروغ تنها راه رهایی و رسیدن به آرزوهاشُ در شاپور می دید. در حالیکه شاپور حتی ذره ای از تمام این آرزوهای قشنگ و این احساس پاکُ درک نمی کرد…شاپور فروغ رو از عشق و احساس زده کرد… اصلاً هم فکرشُ نمی کرد که فروغُ از دست بده… جالبش اینجاست که هیچ وقت نخواست قبول کنه که بی اعتنایی خودش باعث شد که فروغ هنرش رو به شاپور ترجیح بده…منم فعلاً تا سر ٍ جدایی خوندم…من حرفم اینه پس چرا از اول اووومد جلو این که علاقه ای نداشت؟!(اینطوری داره نشون می ده دیگه…)مشائل….! داداش از کی معتاد شدی؟!:دی مرسی از کامنت…

  3. پسر آبی می‌گوید:

    من که تا حالا این نامه هایی که میگیو نخوندم.اما پدربزرگم دوست شوهرش بوده! و چیزاییو می دونم که تو هیچ کتابی و نامه ای نمی تونی پیدا کنی! (دلت سوخت؟ :پی :دییى)من که هیچ وقت به آدما به یه چشم نگاه نکردم.هرآدمی واقعا یه دنیاست… نمیشه همه رو به یه چشم دید.اما آدمی که دنیاش مثل دنیای من(یا مکمّل دنیای من) باشه…پیدا میشه!؟نمی دانم!ا ٍهم!!!می گم چرا داشت کم کم ازش خوشم میومد!!!!!:دییییی! چه چیزایی مثلاً؟!من که کلی گفتم و منظورم پرویز شاپور نبود و فقط خواستم یه جوری متوجه منظورم بشن بقیه…منم هیچ وقت نمی گم:»همشون همینن!»اصلاً درست نیست اگه بخوایم همه رو یه طور ببینیم!ولی عقیده دارم که هر آدمی شبیه خودش (یا به قول تو مکمل)رو می تونه پیدا کنه…

  4. سانی می‌گوید:

    راستی پری!جوابت رو کامل ندادم…فروغ،شاپور رو فقط ناجی ِ خودش نمی دونست…(البته گفتم که ما از جزئیات رابطشون بی خبریم)ولی اینطور که پیداست فقط ناجی نبود………

  5. باران زده ی پاک می‌گوید:

    اولاَ معتاد نشدم! یه خطای دید ساده ست! بعدشم، ویرایش رو برای همین موقعها گذاشتن دیگه، نه؟! آره راست می گی…این مسنجر اعصابمٍ ریخته بهم مثل اینکه پی ام نمیاد یا نمیره… همچنان فرند لیستمم نمیاد…حوصله ندارم جواب بدم

  6. فافا می‌گوید:

    خوب…بالاخره یه سری تفاوت ها بین زن و مرد هست…که بعضی هاش ذاتیه بعضی هم مربوط میشه به فرهنگ…ولی خوب مردا کلا کمتر از زنا احساساتین..و در واقع احساساتشونو یه جور دیگه نشون میدنیه بار یه جا یه مردی نوشته بود:ما مردا فکر میکنیم شما خودتون باید بدونین که ما بهتون علاقه مندیم…واسه همین بروز نمیدیم!!!!!!!!!خوب یه کم بی منطقه این حرف اما کاریش نمیشه کرد…به هر حال زن و مرد مکمل همدیگه هستن…مثل چرخ دنده ها که دنده هاشون میره تو هم و درست میشه زن و مردم کم و کاستیاشون با هم تکمیل میشهآره خوب…درسته…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s